دختر عموی شوهرم کلا ادمیه که با من مشکل داشت قبلا تاپیک زدم اصلا ب پسرم محل نداد بین کلی بچه فاز برمیداشت. پریشب اتفاقی شهرستان که بودیم امد از بغل ماشین ما رد شد شوهرم شناخت فک کرد خانوادن چراغ داد بوق زد یهو برگشت نگاه کرد دید ماییم پاشو گذاشت رو گاز شوهرم فکرد داره شوخی میکنه گفت نمیرسه دختر از من جلو بزنع رفتیم یهو جلوتر دیدیم ی پسر غریبه تو ماشینه گاز دادن جلوتر پسره سریع پیاده شد دوید سمت ماشینش دختره ام گازشو گرفت شوهرم پیاده شد ب پسره گفت تو کی هستی فلان برگشت گفت دوست پسرم میخام بگیرمش تو چیکار داری😑شوهرمم گفت این شوهر داره دوتا بچه داره پسره نمیدونست متاهله کلی حرف زدن ماهم ب کسی نگفتیم منتها حالا دختره ولکن نیست زنگ پشت زنگ پیام تو انواع برنامه ها که ب کسی بگید مدیونید فلانید 🤦🏻♀️ از طرفیم طلبکاره چرا ب پسره گفتیم متاهله داستانی شده واسمون همش میگه شمام شیشه خورده دارین حتما مطمعن باش مچ شمارم میگیرم از یطرفم التماس که نگین حالا ما هیج ب هیچکس نگفتیم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
کسی قدر دل پاک مونه هرگز نمی دونه مو "موسی" هم ِبشُم "آسیه" از "آبُم" نمی گیره.نِفهمید و نمیفهمن مُنو درد مونه اینجا مو خط دکترُم خالو کسی قابُم نمی گیره 🍀