اومدیم ی سر به خونه باغ داییم زدیم با بابام اومدم
ی مش پسر بیشعور و علاف دم مشر....ب خوردن قلیون کشیدن و پای بساط بافور بودن حرمت امروز رو نگه نداشتن
بابامم که نماز خونه و خیلی حساس ناراحت شد مامانم و داداش کوچیکمو گذاشتیم ا نجا خودمم خیلی بدم اومد ناراحت شدم با بابام برگشتم با داییم زود خداحافظی کردیم
الان تو راهیم داریم میریم خونه