2777
2789
عنوان

یه خانمی بود

109 بازدید | 5 پست

یه خانمی بود ازدواجش با نامزدش بهم خورده بود یادمه نیست واسه چی

بعد برادرش و خواهرشوهرش هم که باهم بودن دیگه سر این ماجرا کات کردن

داداشش از خونه رفته بود

پدر و مادرش خیلی نگران بودن خیلی یادم نیست چی بود

کسی خبری ازش داره؟ برادرش برگشت؟ یهو یادم افتادن خیلی ناراحت شدم براشون 

انگار ازدواج کرده اسمش یادم نی

و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت می‌کشند گریه کردم. دخترهایی که بعدها از خود متنفر می‌شوند و مثل یک درخت توخالی ، پوسته‌ای بیش نیستند. و عاقبت به روزی می‌افتند که هیچ جای اندامشان حساس نیست، روح و جسمشان همان پوسته است، و خودشان نمی‌دانند چرا زنده‌اند…

دختره ازدواج کرد. پسره هم هنوز قهر کروه رفته نمیاد خونه. خدا ببخشتم ولی خب لابد اینها باعث شدن نامزد ...

نه فکر کنم خود خواهرشوهرش وسایل رو فرستاده بود بنده خدا شوهرش مقصر بود این بی‌تقصیر بود خیلی یادم نیست جزئیات رو 

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

نمیدونی کی بود تگش کتی؟ مدام یاد پدر و مادرش میوفتم خدا کمکشون کنه

متاسفانه یادم نی

و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت می‌کشند گریه کردم. دخترهایی که بعدها از خود متنفر می‌شوند و مثل یک درخت توخالی ، پوسته‌ای بیش نیستند. و عاقبت به روزی می‌افتند که هیچ جای اندامشان حساس نیست، روح و جسمشان همان پوسته است، و خودشان نمی‌دانند چرا زنده‌اند…

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز