خب اول کاری بگم من که ندارم
خانوما کمک تو یه موضوع خانوادگی گیر افتادم
لطفاً لطفاً به دادم برسید
من ۲۵سالمه یکسال بیشتر ک نامزدم
رابطه تقریبا خوبی با مادر شوهرم خواهر شوهرام جاریم داشتم
چون آدم خونگرم خاکی اهل بگو بخندم خودمو نمیگیرم خیلی باهاشون قاطی میشم حتی بار ها سعی کردم ارتباط گرم تر کنم قهرا خاله زنک بازیا کم کنم .حالا شدم آدم بده
جاریم ۱۵ سال عروس این خانوادس و ۱۰ سال ازم بزرگترها دو ماهی میشه با همه سر سنگین شده قطع ارتباط کرده هم خودش هم شوهرش سر یه سری اتفاقاتبا پدرش.با من خوبه همچنان منو تولد جشن دورهمی دعوت میکنه زنگ میزنه در ارتباطیم .حالا مادر شوهرم دختراش دارن هی حاشیه درست میکنن که به احترام ما نرو باید بیاد از دلمون درار خواهر شوهرام حسابی همسرمو پر کردن که تا اون نیومد از دل بابا در نیاورد تو نرو . زنتض بدون اجازه رفته . حسابی وسط مشکلات اینا گیر کردم هم نمیخام کلن قطع کنم که به اون بی احترامی شه .هم از این حرفا خستم.فردام زنگ زد دعوت کرد خرج محرم منو شوهرمو . ولی همسرم گفت یا مامانم دعوت کنن یا نمیریم . اصلا اینا یه جوری با من طرف شدن انگار جاریمو از خونه بابام آوردم . من شدم آدم بده و این وسط مقصر...دو هفته کلن رابطم شده جنگ با شوهرم