خیلی حالم بد بود..ولی پنجره رو باز کردم..باد خنک میومد..آسمون تیره..چند تا ابر سیاه و سفید هم بود..خیلی حس قشنگی داشت امشب.. چراغ های تو خیابون روشن بودن مثل همیشه... و چند نفر رد میشدن
بعد از مدت ها یه آرامشی تو دلمه...نمیدونم چرا =)
ولی تا حالم خوبه...لایکم کنین براتون دعا کنم