با شوهرم( عقدیم) اومدیم بیرون
یه جایی چند تا بچه میز گذاشته بودن شربت میدادن
یه دختر ۳، ۴ساله وایییییی خدااااااااااا چادر پوشیده بود داشت شربت میداد
واییییی خدااااااااا
نگم براتون من و شوهرم ضعف کردیم براششششششششش
چشماش گرد و درشت بود ، پوستش سفید، مژه هاش بلند ، چشماش عسلی ، موهاش ژولیده ،پوشیده زیر روسری و چادر
ماشالله هزار الله اکبر
ضعف کردم براش