خواب دیدم من توی یه خونه ای هستم دارم با مادر و خواهرام شوخی میکنم بخندن
یکی بهم میگه اینا خبر بد رسیده بهشون حوصله ندارن
شاهین مرده، (ما اصلا شاهین تو فامیل نداریم، ولی تو خواب فامیل زنداییم بود)
بعد در یه اتاقی رو وا کردم کلیییییی بچه کوچیک و نوزاد خواب بودن
که گفتن اینا فامیلای همون شاهینن اومدن اینجا استراحت
مادرمم تو خواب چهره اش تاریک و رنگ پوستش تیره بود
از منم عصبانی بود
منم از اون
تهشم دعوا شد
با صدای خودم بیدار شدم که میگفتم تو بچه هاتو یکی یکی مصرف کردی خودخواه