سلام لطفا دوستانه بهم از تجربیاتتون و چیزی که بنظرتون بهم کمک میکنه بگید.
من 18 سالمه تا به این سن با کسی وارد رابطه نشدم نه شرایطشو داشتم و نه خودم خواستم اما ده ماه پیش دوستم منو با دوسته نامزدش اشنا کرد و ما از هم خیلی خوشمون اومد و تا الان باهم هستیم.
من خانواده سخت گیری دارم و زیاد نمیتونستم ببینمش و میدونستم یه جا بالاخره میفهمن و بعد از سه ماه مادرم فهمید. وقتی بهش گفتم که مادرم متوجه شده و تهدیدم میکنه به پدرم میگه و باید رابطه رو تموم کنیم گفت خانوادش میان که صحبت کنن منم بزور و التماس مادرمو راضی کردم که بیان، اومدن اما به خاطر شرایط مالی پسرشون گفتن یه مدت باهم در ارتباط باشیم تا همه چی درست شه و طوری صحبت کردن که مادرم میگه اومده بودن نه بشنون خواهرش گفته بود بزارید دو سه سال باهم صحبت کنن شاید از چشم هم افتادن و این حرفا باعث شد به مادرم حسابی بر بخوره خلاصه مادرم مخالفت کرد و قرار شد من دیگه هیچ ارتباطی با این اقا نداشته باشم اما نتونستم خیلی دلبسته شدم بهش اولین ادم زندگیمه، ما باهم ادامه دادیم تا الان اما خیلی خیلی کمتر میتونیم همو ببینیم چون از وقتی مادرم فهمید من حتی دیگه دو هفته یکباری که قبلا میتونستم برم بیرونو نمیتونم برم، ما بازم باهم صحبت کردیم و من از رفتار خانوادش گفتم و اونم حسابی شاکی شد و با خانوادش بحثو دعوا کرد و باهاشون یه مدت صحبت نمیکرد، مثل اینکه خانوادش میگفتن بد حرف زدن و پشیمونن قصدشون این نبوده که بخوان خراب کنن، خلاصه ما بازم تصمیم گرفتیم بعد دو سه ماه دوباره بیانو صحبت کنن اما نمیدونم چطور مادرمو راضی کنم همش میگه حس خوبی بهش ندارم در صورتی که اصلا ندیدتش حتی اسمش رو هم نمیدونه ولی من خیلی عاشقشم اینم بگم که 25 سالشه و شغلش باربریه رو پایه خودشه و کسی کمکش نمیکنه. بهم ثابت شده که دوستم داره. بنظرتون چطور مادرمو راضی کنم بیان برایه خواستگاری(:؟
ببخشید زیاد شد ممنون از لطفتون که خوندید و کمکم میکنید دعاگوتون هستم❤