سلام دوستان
یکی که من مربیش بودم
و از من ۱۶ سال کوچیکه و هم جنس هستیم به من ابراز علاقه کرد
مثلا گفت دوستتون دارم و... منم بنا رو گذاشتم رو این حرفه که خیلیا از دانش آموزان به من این حرف و میگن
شمارمو گرفت گاهی پیام میداد گاهی حالمو میپرسید
یه بار گفت خواب دیدم بغلتون کردم
تا اینکه با اجازه مادرش و البته بعد از کلی دردسر قرار گذاشتیم رفتیم بیرون حرف زد
بعد چت هامون طولانی شد مامانش پیاما رو دیده بود گفته بود به چه حقی تا نصف شب چت میکنه من اینو شنیدم دیگه بهش گفتم به من پیام نده
چون من نمیخواستم دلش بشکنه( واقعیت طوری شده بود اونقدر دوسش داشتم حد نداشت انگار کل وجودم شده بود حتی میگفتم کاش به فرزندی قبولش کنم)
اما خب نمیزاشتم خانوادش بفهمن اما این گفته بود و هر از گاهی میومد منو میدید و میرفت
چند روز پیش گفت بیام ببینمتون گفتم بیا
مامانش پیام داد دخترم اونجاست ؟ گفتم خانوادت نمیدونستن گفت نه
منم گفتم نه
یهو میره میبینه باباش جلوی در ماعه
و مامانش بهش گفته ارتباطو قطع کن
بهش گفتم حق پیام دادن نداری
واقعا برام سخته جوری که شکست خوردم انگار شکست عشقی خوردم
بعد اونم ۱۳ سالشه بچه است
الان نمیدونم چیکار کنم