2777
2789
عنوان

حمایت خانواده

50 بازدید | 9 پست

دوستان پدرشوهر و مادرشوهر من هیچ حمایتی واسه ازدواج ما نکردن حتی ۱۰۰۰ تومن ، اما واسه بقیه عروسا و پسرا و دخترا ، عروسی گرفتن ماشین خریدن ،سرویس طلا هدیه دادن واسه یلدایی و سر عقد و زیر لفظی و ... ، واسه اونا خودشون موافق ازدواجشون بودن و هیچکدوم هم زندگی خوبی ندارن در حال حاضر یا طلاق گرفتن یا به زندگی بد که بخاطر داشتن بچه دارن دووم میارن بخاطر بچشون نمیتونن جدا بشن یا شوهر یکیش خیانت می‌کنه بهش مدام و چون سه تا بچه داره مجبور شده بمونه سر زندگیش و .... با ازدواج ما مخالف بود مادرشوهرم و می‌گفت من دختر شهرستانی نمی‌گیرم ، درکل آدم چس کلاسی هست مادر شوهرم و خواهر شوهرم ، از اینا که هیچ ندارن ولی ادعا و پز الکی زیاد دارن ، هرچیم خرج شده شوهرم هزینه کرده ، از اون جهت که نگرانم مادر شوهرم دخالت کنه توی زندگیم چون مخالف بوده ، بنظرتون چیکار کنم که زندگیم عذاب نشه ؟ اینم بگم شوهرم پشتمه هرچی بگم اجرا می‌کنه ، چون شناخت داره خانوادش بیشعور هستن باوجود سن بالا و عفریته 

«ای حضرت چاره ساز ،حسین ،حسین ،حسین » « کار منم راه بنداز ،حسین ،حسین ،حسین »

خب بقیه ش الان مشکلت اینه وه دخالت میکنن؟ تو سنگین باش محل نده نمیتونن چیزی بگن دقیقا شرایطت مث منه ...

اره مشکلم اینه بهونه گیر هستن و دخالت میکنن، خب حقیقتا خودشون خرجی نکردن واسه ما ، اما مثلا به کم بودن چیزی ایراد میگیرن و کلا مادر شوهرم هم حسوده هم روحیه دخالت کن داره ، احساس مالکیت داره روی بچه هاش 

«ای حضرت چاره ساز ،حسین ،حسین ،حسین » « کار منم راه بنداز ،حسین ،حسین ،حسین »

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خب بقیه ش الان مشکلت اینه وه دخالت میکنن؟ تو سنگین باش محل نده نمیتونن چیزی بگن دقیقا شرایطت مث منه ...

می‌خوام بدونم واسه رفت و آمد اینا چیکار کنم بعد از ازدواج با الان که عقد هستم ؟ ما فاصله چند ساعته داریم ، شوهرم میاد ،من خونه مادرشوهر نمیرم و نمیمونم ، مگر با خانواده بریم دوساعت بشینیم بیایم ،حتی واسه شام و ناهار نمیریم بمونیم چون مادر شوهرم حرف درمیاره ، درکل خانوادمم به سختی نمیندازم که دعوت کنم مهمونی ، فقط خود شوهرم میاد ،مادرشوهرم اینقد دخالت کن هست که واسه عروساش می‌فهمه مهمون اومده میگه ها پول بچه منو بر باد میدین ، حالا باز به اونا چیزی داده که نگران برباد رفتنشه به ما هیچی نداده والا 

«ای حضرت چاره ساز ،حسین ،حسین ،حسین » « کار منم راه بنداز ،حسین ،حسین ،حسین »

خب بقیه ش الان مشکلت اینه وه دخالت میکنن؟ تو سنگین باش محل نده نمیتونن چیزی بگن دقیقا شرایطت مث منه ...

کدوم شهری ؟ مال ما بر خلاف رسم و رسوم شد بخاطر خسیس بودن خانواده شوهر و فرق گذاشتن بین بچه هاشون

«ای حضرت چاره ساز ،حسین ،حسین ،حسین » « کار منم راه بنداز ،حسین ،حسین ،حسین »

کدوم شهری ؟ مال ما بر خلاف رسم و رسوم شد بخاطر خسیس بودن خانواده شوهر و فرق گذاشتن بین بچه هاشون

دقیقا مث منی توام 

اما من سرسنگین رفتار کردم و میکنم 

اهمیت نده کار خودتو بکن 

من بعد ۶ سال هنوز حتی یکبارم دعوتشون نکردم چون برام کاری نکردن 

ماهم با مخالفت مادرشوهر ازدواج کردیم ب شددددت حسووود فضول بخیییل و اهل دخالت بود با اینکه پولدار بود و یه هزاری هم خرج نکرد و همیشه طلبکار بود و منم اولین عروسش بودم چون خبر مرگش جوونه و شوهر منم پسر بزرگش میشه و متولد ۷۵  اوایل خیلی تلاش میکردم محبت میکردم احترام میزاشتم که نظرشو عوض کنم چون معتقد بودم دلیل رفتاراش گوهش بخاطر شناخت ناکافی نسبت ب منه و یجورایی حق داره اما گذشت و گذشت فهمیدم ن کلا این خصلت توی ذات و رگ و ریششه و من هرچی محبت میکنم انگار میشه وظیفه و اون فک میکنه لیاقت محبتو داره و من حقیرم ک محبت میکنم… خلاصه الان یکسال از ازدواجمون گذشته و من یکساله ک نرفتم خونش همه اون محبت ها تو دوران دوستی و نامزدی و عقد بود

ماهم با مخالفت مادرشوهر ازدواج کردیم ب شددددت حسووود فضول بخیییل و اهل دخالت بود با اینکه پولدار بود ...

متاسفانه من و خانوادمم همین فکر رو میکردیم بخاطر عدم شناخت هست چون فامیل نبودیم اما توی عقد متوجه شدم که نه خصلت مزخرف توی ذاتشه

«ای حضرت چاره ساز ،حسین ،حسین ،حسین » « کار منم راه بنداز ،حسین ،حسین ،حسین »

دقیقا مث منی توام اما من سرسنگین رفتار کردم و میکنم اهمیت نده کار خودتو بکن من بعد ۶ سال هنوز حتی یک ...

منم همین کارو میکنم ،درخواست دوستی بزن رفیق بشیم اینجا ، من بزرگترین مشکلم همینه

«ای حضرت چاره ساز ،حسین ،حسین ،حسین » « کار منم راه بنداز ،حسین ،حسین ،حسین »

متاسفانه من و خانوادمم همین فکر رو میکردیم بخاطر عدم شناخت هست چون فامیل نبودیم اما توی عقد متوجه شد ...

منم اشتباه کردم اما دیگه کلا قطع ارتباط کردم وقتی میرفتم میگفت این دنبال مال و سیاستشه میاد وقتی نمیرفتم میگفت خودشو میگیره.. منم کلا قطع کردم ک کمتر توهم بزنه خبر مرگش

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز