اصلا نمیدونستم اسم این تاپیک رو چی بذاریم
تموم وجودم خستس
تموم وجودم درد میکنه از تنش های این ماه
خستم از ناله های همسرم
از اینکه همش مشکلات زندگیو میگه و خودشو افسرده نشون میده
من خستم از با گریه خوابیدن
از قهرهای مداومش
خستم که انقدر باید مراقب رفتارم باشم
قلبم تیر میکشه
من انقدر باسد فکر کنم که چیکار کنم ناراحت نشه
چی بگم بهش برنخوره پیر شدم واقعا
دلم نمیخواد کسی بفهمه باهام قهره
دلم نمیخواد اینجوری آبروم بره
بخدا خستم
راهکار بدید بهم