2777
2789

اقا الان یهو یادم افتاد این خاطره، یادمه ۷ سالم بود داشتم با مامانم میرفتم خونه ی مامانبزرگم مهمون هم داشتیم خونه مامانبزرگم بعد چند دقیقه قبل از اینکه برسیم خونه ی مامانبزرگم یهویی یهویی مامانم تو ماشین گفت باید زودتر برسیم رو دست مامانبزرگت یه سوختگی بزرگ ایجاد شده حواسش نبوده داشت قابلمه ی غذا رو میاورده سر میز مهمونا روی دستش خورده به قابلمه بد سوخته منم گفتم عه! (اونموقع بچه بودم اصلا توجه نکردم که مامانم بدون زنگ زدن کسی اینو میدونه) هیچی رفتیم رسیدیم مهمونا نیومده بودن کامل ۲ نفر اومده بودن منم کلا سوختگی دست مامانبزرگم یادم رفت بخاطر همون هیچی که هیچی اصلا شوته شوت بودم بعد رفتیم طبقه ی بالا که مامانم به مامانبزرگم کمک کنه غذا هارو کامل اماده کنن تا همه ی مهمونا برسن رسیدن قابلمه هم اماده بود بعد مامانبزرگم که داشت قابلمه رو میاورد یهو روی دستش سوخت و تا ۸ سال بعد از اون اتفاق یعنی الان اون سوختگی مونده، (فکت اینه که این اتفاق رو مامانم تو ماشین قبل از اینکه اتفاق بیوفته گفت) یعنی چی؟ دارم تر از این تابحال ندیده بودم یعنی چی اگرم مامانم میدونسته اصلا چرا به مامانبزرگم تو اوردن قابلمه کمک نکرد؟ قضیه چیه حاجی شمام خاطره ی دارک تعریف کنید حوصلم سر رفته بشینم بخونم 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

زمان عقدم رفتیم خونه مادر شوهرم

شوهرم گفت میرم حموم

منم به هوای شوهرم بعدش رفتم حموم فک کردم شوهرمه گفتم عشقمممم بیا پشتتو لیف بکشم

یهو دیدم برادرشوهرم لخت لخت پر کف جلومه جیغ زدممم اومدم بیدون

درک می‌کنم حس ششمش قویه

حاجی نه ببین خب اگه میدونست چرا جلوی این اتفاق رو نگرفت؟ حاجی خودم پشمام ریخته بچه بودم نمیدونستم ولی یادم مونده چون تا الان سوختگیش هست پس یادم مونده مو به مو الان که فکر میکنم یعنی چی خب قبل از اینکه برسیم خونه مامانبزرگم نگران دستش بود درحالیکه این اتفاق هنوز نیوفتاده بود

حاجی نه ببین خب اگه میدونست چرا جلوی این اتفاق رو نگرفت؟ حاجی خودم پشمام ریخته بچه بودم نمیدونستم ول ...

منم یه بار یکی از اعضای خانوادم نگران یه نفر شد گفت یا ابلفضل خودت نجاتش بده بعد فهمیدیم تصادف کرده چند دقیقه بعدش 

منم یه بار یکی از اعضای خانوادم نگران یه نفر شد گفت یا ابلفضل خودت نجاتش بده بعد فهمیدیم تصادف کرده ...

حاجی بخدا این حس ششم چه میکنه ممکنه حس هشتم بوده باشه یا حس ماورا الطبیعه چون مامان منم قبل از اینکه دست مامانبزرگم بسوزه تو ماشین کامل اتفاقی که افتاده رو تعریف کرد در حالیکه هنوز این اتفاق نیوفتاده بود بخدا چطوری اصلا مگه میشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792