روزی به خودت میآیی و میبینی هر چقدر برای بودنش جنگیدی او برای نبودن تلاش کرد هر چقدر برای جای خالیاش جنگیدی او برای نیامدن تلاش کرد ... از یک جایی به بعد میفهمی که باید کنار آمد با خودت با نبودنش با جای خالیاش با نخواستنش! از یک جایی به بعد باید بفهمی که هر چیزی با تلاش نتیجه میدهد الّا عاشقی!
مفصله ولی اینو بگم به کل ادم بی شرفیه...خواهر خاکککک بر سر منم ازش میترسه از بچه ۱۴ ساله....به عنوان مثال امروز داشتیم حرفمیزدیم اون اومد ابجیم گفت فلانی از کلاس زبان اومد...داشت پشت گو شی خودشو ج ر میداد که چرا به خاله گفتی من میرم کلاس زبان...
حالا احمق کودن درسمعمولی رو نخوند پارسال ترک تحصیل کرد!!!