توروخدا قضاوت ام نکنید و اینکه تا آخر خاهشا بخونید!
۱۵ سالمه و پدر و مادرم از هم جدا شدن و من از ۸ سالگی پدرم رو ندیدم چون صلب حضانت شده و نمیخوام هم ببینمش ، توی خانواده منو مامانمو پدر بزرگ و مادربزرگم باهم زندگی میکنیم و خانواده بسیار سخت گیری دارم ، از بچگی حتی قبل از اینکه پدر و مادرم از هم جدا بشن با پسر دایی بابام که ۵ سال ازم بزرگ تره بازی میکردم و از ته دلم واقعا دوسش داشتم اسمش امیر محمد هست و هم خیلی خوشگله هم پولدار هستن و هم خوش اخلاقه و اینکه خونشونم کوچه پشتی ما هست ، ما با امیر محمد اینا اصلا رفت و آمد نداریم اما وقتی من میبینمش واقعا حس عجیبی میگیرم و قند توی دلم آب میشه ، من همه فامیل و دوست هام همسن و سال من هستن ازدواج میکنن ، منم نمیگم الان خواستگار ندارما اما من دوست شون ندارم و فقط امیر محمد رو دوست دارم ، ما خانواده فوق مذهبی داریم اما امیر محمد اینا اصلا مذهبی نیستن و اهل مشروب و اینان ، من امیر محمد رو خیلی دوست دارم و نمیدونم اون منو دوست داره یا نه ، اما گاهی میگم شاید امیر محمد مثل بقیه پسرا دوست دختر داشته باشه و از لحاظی هم اصلا نمیتونم بهش پیام بدم ، شمارشو ندارم ولی پیج اینستا شو دارم و خیلی دختر توی پیجش هستن ، الآنم اینا همرو تعریف نکردم که مورد تمسخر قرار بگیرم ، تعریف کردم که یه راه حلی جلوم بزارید ، نمیدونم اگر دعایی چیزی بلدید برام بفرستید که حداقل متوجه شم دوستم داره یا نه آخه وقتی اتفاقی همو میبینیم خیلی نگاهم میکنه ، توروخدا اگر راهی بلدید راهنماییم کنید ، ترو به این شب های عزیز دعا کنید برام!