2821
2789
عنوان

خیلی میترسم

122 بازدید | 3 پست

خانما من و همسرم و دختر دوماهم دوران جنگ پیش خانوادم بودیم همه دور هم تا صبح بیدار بودیم یا حداقل دو سه نفر بیدار بودن من میخواستم بخوابم

الان از وقتی برگشتم خونه خودم خیلی میترسم شبا

اگر همسرم بیدار‌ باشه قبل خوابیدن من من راحت میخوابم 

از شانس بدم اونم تازگیا خیلی سریع خوابش میبره و عمیق هم میخوابه 

قبلا حتی تا نماز خوابش نمیبرد معمولا

این مدت که برگشتیم شبا همش میترسم هی نگاه اطراف میکنم نور زیادی روشن میزارم 

به خواست خودم از بعد جنگ سه تایی تو پذیرایی میخوابیم تو اتاق خلقم تنگ میشه 

جز صدای موتور و ماشین که از بلوار تپش قلب میگیرم فکر میکنم موشک داره میاد سمتمون ولی کلا از تاریکی و تنهاییم تو شب خیلی میترسم همش فکر میکنم کسی تو اتاق ها تو تاریکیه و هی چشم میگردونم اطراف حتی خوابم میبره وسطاش با استرس چشمامو به زور باز میکنم اطراف رو میپام

قبلا خوابم نمیبرد میشستم چیزی مینوشتم فیلم میدیدم یا بازی میکردم تا بخوابم حتی در اتاق رو میبستم صدا نره داخل خودم خرده کارای خونه رو میکردم تو نور کم

الان این ضعف و ترسم داره نابودم میکنه

هرچند به خودم حق میدم از وقتی زایمان کردم نتونستم درست حسابی استراحت کنم و به خودم برسم و یمدتم هست یادم رفته ویتامین هام رو بخورم اینام میدونم بی تاثیر نیست

من قشنگ روانی شدم الانم پرازاسترسم

ﮔﺎﻫ ﮕﺎﻫﯽ ك ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ،ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢﺩﺭ ﺩﯾﺎﺭﯼ ك ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ،ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟ﺑﻪ ك ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ؟ﺑﻪ ك ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ؟ﺣﺲ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﮔﻮﯾﺪ:ﺑﺸﮑﻦ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼك ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺩﺍﺭﯼ؛ﭼﻪ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﯼ؟ﺗﻮ خدا  ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ،ﻭ 'ﺧﺪﺍ،ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁخر ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ🌱 ›

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   mahinaaa  |  10 دقیقه پیش
توسط   mmmmmmdelaram  |  4 دقیقه پیش