منو دعوت کرده بود
مهمونی خانومانه بود بعد کسی از خانواده خودش کمک نکرد همه نشسته بودند
منم رفتم کمکش کرده تو پذیرایی اینا
بعد دختره کوچولوم پیش مادر شوهرم بود قندون روی میز نمی دوم چی میشه میشکنه تازه ۱,سال نیمش نشده
بعد به من گفت به حالت بدی نه
گفت که تو برو مواظب بچت باش نیاز به کمک ندارم تو هم خسته شدی
من خیلی به دلم بد نشست ناراحت شدم
و اینکه زیاد جر و بحث باهم داشتیم به واسطه مادر شوهرم باهم رفت و آمد داریم و هر کاری می کنه حساس شدم بد به دلم میشینه