اما خیلی کنار اومدن باهاش سخته...
خواهر دو سالشو خیلی اذیت میکنه
خیللللی حرف گوش نکنه
برای خوب بودن باهاش همیشه باید در بالاترین سطح روحی باشم... یه کم خسته یا عصبی باشم تمومه...
بعد دو ماه بخصوص موقعی که خواهرشو اذیت میکرد دیگه نتونستم سکوت کنم . چون بچه دومم خیلییی عصبی شده بود . در حدی که به کهیر زدن رسید.
منم دوباره باهاش نتونستم اونجوری بمونم.
مادرمم باهاش بد برخورد میکنه.
در کل اکثرا کسی حوصله شو نداره.
دوباره شب ادراریش شروع شده.
مستاصلم
دنبال راه حل نیستم چون میدونم راهش چیه
اما توانشو ندارم