من ۲۳ سالمه
دانشجوعم
شغل دارم و کارمندم
حالا به نظرتون من با چنین شرایطی عادیه که اصلا خواستگار ندارم؟
بخدا اصلا اهل دوست پسر نبودم هیچ وقت و هیچ موقع و هیچ جوره
من کلاً نمیدونم چرا نه خواستگار دارم نه خواهان یعنی حتی یک نفر ، حتی یک پسر ، که مثلاً خودش ازم خوشش بیاد هم نداشتم
من توی اجتماع هم هستم
معمولی هم هستم
نمیدونم شایدم زشتم که خوششون نیومده
از قضا یکی از دانشگاه و اینا لیست شماره گرفته بود رفتم دیدیم همو که دیگه نخواست و زنگ نزد
یکی هم سنتی از آشنایان منو دیده بود بهش معرفی کرده بود من خوشم نیومد ازش
کل زندگیم با همین دو نفر برای ازدواج حرف زدم
اینم تقریباً دوتاش افتاد یه هفته از شانس
و حدوداً دوماه پیش
دیگه درکل من هیچی نداشتم
حالا دارم حس میکنم این دنیا که قراره من همیشه حس هامو سرکوب کنم به درد چی من میخوره؟
ضمناً ما شهر خودمون زندگی نمیکنیم و اینجایی که هستیم هم مامانم اهل هیییییچ رفت و آمدی نیست و هیییییییچ معرف و این چیزایی هم ندارم
من نمیگم ازدواج مدرن یا سنتی
من میگم هیچ کدومش برام پیش نیومده
ازدواج رو بذاریم کنار
یک نفر هم تا حالا منو دوست نداشته
این عادلانس؟ من تا الآن اگر قرار بود کسی دوستم داشته باشه پیش میومد
یعنی اوووووج خواستگار من دو نفر بوده که خواستگارم نه و آشنایی بوده
از این به بعد حس کنم خیلی خوب پیش بره من دو نفر دیگه هم برم ببینم
خب نتیجه زندگیم چی؟ یعنی قراره همیشه همینجوری تنها بمونم؟ تروخدا بهم نگید مگه چند سالته و ال و بل
هیچ وقت فکرشو نمیکردم روزی برم سر قرار سنتی که کسی پس بزنه منو
خیلی حالم بد شده