بچه ها پارنترم، داشت تو برنامه دیوار میچرخید
گوشی دست خودش بود، منم کنارش نشسته بودم، نگاه میکردم
یلحظه دستمو بردم زدم روی قسمت چت دیوار
(خیلی درونگراس اصلا حرف نمیزنه، قراره ماشین بخره، هی بهش میگم چه ماشینی میگه ببینم چی میشه. برای همین منم یلحظه شیطنتم گرفت گفتم بزنم روی چت ببینم به چه ماشینایی پیام داده.)
همون که زدم روی چت. سریع گوشی رو کشید کنار و قفلش کرد
انقد تعجب کردم😐
گفتم وا مگه تو چت دیوار چی هس. من میخواستم ببینم به چه آگهی ای پیام دادی برا ماشین
خلاصه نیورد منم حساس شدم قهر شدم. دیگه حرف نزدم
گفت باشه بیا نگاه کن
رفتم دیدم هیچ چیز خاصی نبود. فقط آگهی ماشین بود
هی رفتم پایین تر، دیدم ۲ سال پیش که اصلا باهم نبودیم، به دوتا سوئیت اجاره ای پیام داده بود که قیمت چنده؟
گفتم براچی پرسیده بودی، تو که ۵ ساله مستقلی و خونه داری؟
گف میخواستم خونمونو تو روستا اجاره بدم، نرخ دستم بیاد. تموم شد رفت
یبارم همینجوری چنان گارد گرف ترسید، بعد که گوشیشو داد دیدم توی گالریش هیجی نبود
بچه ها واقعا چرااااااا وقتی هیچی تو گوشیش نیست انقد میترسه گارد میگیره؟ خیلی عجیبه
رفته رو مخم