توجهی به خونه و زندگی نداره مثلا بارها شده گفتم وسایل خونه خراب شده اصلا توجهی نمیکنه که درستش کنه فقط کارش براش مهمه توی هیچ زمینه ای همراه و هم پام نیست توی کار خونه هم اصلا دخالتی نمیکنه فقط بلده از آشپزی ایراد بگیره اکثر اوقات دستپختم خوبه اما بعضی وقتا که حالو حوصله ندارم بد میشه
ولی نکته مثبتش اینه که ارومه و بد اخلاق نیست و وضعیت مالی هم بد نیست
اما به شدت سیاستمدار خودشیفته و کمالگراس در بحث ها همه چیزو به نفع خودش تموم میکنه و منو مقصر میکنه
هر کاریم ازش بخوام میگه خودت باید انجام بدی ،خودت برو خودت بیا درسته که منظورش اینه مستقل باشم ولی یجاهایی ادم دلش همراه میخواد
هیچوقت نشده همینجوری یهویی قربون صدقم بره 😕
اصلا و ابدا ابراز علاقه نمیکنه وقتیم بهش میگم میگه ماسنی ازمون گذشته
اخه من تازه ۳۰ سالم شده اونم ۳ سال از خودم بزرگتره
به نظرتون من توقعم بالاس ؟
افسرده شدم اعتماد بنفسمو از دست دادم
همش میگم اگر بایه پیر مرد ازدواج کرده بودم شاید بهم توجه میگرد😭
من چیکار کنم اصلا دوست نداره حرف بزنیم باهم در این موارد
شما شوهراتون چجورین وقت میذارن توجه میکنن ؟