داداشم بنده خدا با کلی سختی و...با حقوق کارمندی ،مراسم عقدشو تو بهترین تالار گرفت هرچی که عروس عوضیمون گفته بود رو همونو اجرایی کردیم همه چی به دلخواه اون بود
خدا ازش نگذره به حق این ماه عزیز....
یه هفته بعد عقد با داداشم سرمسائل بی ارزش بحث و دعوا راه انداخت گفت بااااید طلاقمو بدی
داداشمم خیلی تلاش کرد اما قانع نشد دیگه زد به سیم آخر رفتن محضر برا طلاق
اما قسمت خوب ماجرا اینجا بود ما روزی که رفتیم برا عقد ...
سیستم قطع شد هرکاری کردن نتونستن عقد رو ثبت کنن
گفتن فردا بیاید برا ثبت و...چون خونواده ها سرشون شلوغ بودنرفتن گفتیم روز بعد مراسم تالار و...میریم که این اتفاق افتاد (سکه و...بهش تعلق نگرفت)فقط الکی قضاوت نکنید عروسمون سلیطه بود به معنای واقعی
ما یکی از اقوام نزدیکمون فوت شده بود هرچی بهشون گفتیم مراسم بمونه بعد ماه محرم قبول نکردن...اگه می موند بعد محرم بیچاره داداشم این همه خرج نمیکرد وقتی خانم قصدش طلاق بود