سه ساله با همیم خانواده ها هم در جریانن و قصد مون ازدواجه
با خانواده ام هم صحبت کردن فقط فعلا یکم بابام ناراضیه
یکی که قبلا باهاش در ارتباط بودم همش پیگیر منه نزدیک چهار سال گذشته که باهاش کات کردم ولی بازم پیگیره و تا پیامی ازش می بینم بلاک میکنم
پیام میده بدون تو نمیتونم خیلی دوستت دارم تو رو می پرستم هر کاری بگی میکنم و...
خیلی عذابم بده الان نه تنها دوسش ندارم که ازش متنفرم
میترسم بفهمه ازدواج کردم کاری کنه
چون بهش گفتم عاشق یکی شدم خیلی دوسش دارم بهم پیام نده میخوام ازدواج کنم
یه بار گفت نمیزارم به هیچ کی برسی بعد گفت نه من برات هیچ خطری ایجاد نمیکنم دلم نمیاد ولی دلم برات تنگ میشه
چیکار کنم چطوری رفتار کنم بیخیال زندگیم بشه میترسم من پارتنرم رو خیلی دوست دارم
و از اکسم به شدت متنفرم جلوم بمیره برام مهم نیست