منم ۲۹ سالمه
یه وقتایی از سی سالگی می ترسم
یه وقتایی از خطی که داره می افته پشت پلکم ناراحت میشم
یه وقتایی می بینم بیشتر آشناهام با کسی آشنا شدن و ازدواج کردن
می بینم خودم کسی رو ندارم
گاهی سرمو گرم میکنم با فروشگاه آنلاین زدن
اما بیرون نمیرم زیاد کسی منو نمی بینه
نمیدونم یه وقتایی میگم تنهایی هم سخت نیست. امیدوارم آینده هرچی باشه شکست توش نباشه.
و در مورد رلی که از خودت کوچیکتره... اگه دهه هشتادیه ممکنه سن ات بیشتر شه و یه روزهمه چی هیچی شه...