2821
2789
عنوان

مادر شوهر

126 بازدید | 14 پست

بچه ها 19 سالمه بالا سر مادر شوهرم زندگی میکنم .

بعد خواهر شوهرم رفت بچه سقط کرذ اومده سه روزه خونه مادر شوهرمه . مادر شوهرم کاچی گذاشت براش بعد این کاچی شور و بد بود شل بود رنگشم بد بود بعد من چون مامانم یادم داده بود دیده بودم من گفتم درست میکنم میارم برات تا معنی کاچیو بفهمی درست کردم بردم صبحش . هی ام میشینم پیشش تنها نباشه بعد مادر شوهرم سو استفاده کرده هی میگه پاشو ظرف بشور پاشو نشین سیب زمینی خورد کن سالاد خورد کن بدم اومد . گفتم مگه من نوکرم . اگرم برا خواهر شوهرم کاری میکنم انصافا دختر خوبیه اخلاقش رفتارش و مطمعنم اگه من ده قدم بزدارم براش اونم من زایمان کنم یا کاری داسته باشم میکنه صد بار گفته ممنون .

ولی مادر شوهرم خیلی از ادم کار میکشع من برا مامان خودم نمیکنم . ظرفای ناهار و صبونه و بعد از ظهر میوه هاشم من شستم جاریمم اومد نشست و رفت لیوان چایی و ظرفاشم پزت کرد تو ظرفشویی و رفت

بعد مادر شوهرمم ی عملیم داره دو هفته دیگه مطمعناا میوفته سر من چون دخترش سقط کرده حال نداره عروسم ک من پیششم والا من از اینا بی جون ترم بدنم ویتامیناش کمه 

عزیزم خب عادتش ن نده. لنگه من شدی. اگه جبران میکنه بیخیال. من جوری بودم در خونم میزدن کارهاشون مینداختن گردنم خودشون میرفتن بیرون. مهمونا میخواست بیاد میگفت سریع برم کمک وقتیم میرفت من باید میرفتم کمک

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم خب عادتش ن نده. لنگه من شدی. اگه جبران میکنه بیخیال. من جوری بودم در خونم میزدن کارهاشون میندا ...



همین دیگه همس مادر شوهرم میگه نشین نسین پاشو کار کن منم 19 سالمه خسته میشم چهل سالم ک نیست خودم بدنم ضعیفه کمبود اهن دارم ویتامینام دست و پاهام درذ میگیذه تا یکم کار میکنم 

 بعد مث این مامان بزرگا کار میکنم برا این و اون .

بعد تازه خواهر شوهرم ب مادر سوهرم میگفت توام عروس خوبی داری زایید برو کاراشو کن کاچی بذار براش گفت خودش بلده پا میشه میذاره برا خودش

درسته عروس باید کمک کنه ولی نه دیگه در حد نوکری

رفتی کاچی درست کردی بجا تشکرشه ولله زنداداشا ما هم از این کارها نمی کنند باز هم خدا حفظت کنه تازه بالا سرشون هم میشینی دیگه چی میخاد خیلیا همینو ندارن

بخدا اونکه ناشکرتره بدتره ..

اونجا که مولانا میگه:  هرکس بد ما به خلق گوید ما چهره ز غم نمی خراشیم، ما خوبی او به خلق گوییم؛  تا هر دو‌ دروغ گفته باشیم.  🌚✨️️

عزیزم ناراحت نباش. ولی دیگه زیاده روی هم نکن تو رفتن. مثل جاریت در حد سر زدن. حرمتا و حفظ کن با لباس خونه نرو خونشون همیشه شیک و آراسته و مرتب برو. زیاد خودمونی نشو. بگذار تعارفات کنند.اینا تجربه خودتو بی ارزش نکن. همیشه هم باشوهرت نرو. وقتایی تنها بره. 

یروز بگو کار دارم. یروز بگو میرم بیرون. هر روزی سر خودتو گرم کن. یکی بود کارم نداشت الکی جاروبرقی روشن می‌کرد 

درسته عروس باید کمک کنه ولی نه دیگه در حد نوکریرفتی کاچی درست کردی بجا تشکرشه ولله زنداداشا ما هم از ...



اصلا بخدا همه کاراشونو کمک میکنم میگم مامان شوهرمم مث مادر خودم ولی همش فک میکنه دیگه وظیفه دائمی منه میگه پاشو نشین طرف بشور پاشو برنج بذار پاشو برو بزا دخترم فلان کارو کن بعد هندونه هم میذاره زیر بغلم میگه ک اره عروس خوبیه همه کاری میکنه 

اره بنظر من هم لوستش کردی عروس انقدر تو دست وپا نمیره که کمک کنه ..

اونجا که مولانا میگه:  هرکس بد ما به خلق گوید ما چهره ز غم نمی خراشیم، ما خوبی او به خلق گوییم؛  تا هر دو‌ دروغ گفته باشیم.  🌚✨️️

عزیزم ناراحت نباش. ولی دیگه زیاده روی هم نکن تو رفتن. مثل جاریت در حد سر زدن. حرمتا و حفظ کن با لباس ...



بخدا خواهر شوهرم گفت مامان این خیلی تو عروسا خوبه زایید میری کاراشو میکنی و کاچی میذاری براش گفت خودش پا میشه برا خودش درست میکنه

بخدا خواهر شوهرم گفت مامان این خیلی تو عروسا خوبه زایید میری کاراشو میکنی و کاچی میذاری براش گفت خود ...

عزیزم ناراحت نباش حالا انشا الله مادرت برات درست میکنه از حالا فکر اون موقع نکن. استرسی نشی

بخدا خواهر شوهرم گفت مامان این خیلی تو عروسا خوبه زایید میری کاراشو میکنی و کاچی میذاری براش گفت خود ...

راست میگه عروس که دلسوز باشه کمه .. خوش به حالش

اونجا که مولانا میگه:  هرکس بد ما به خلق گوید ما چهره ز غم نمی خراشیم، ما خوبی او به خلق گوییم؛  تا هر دو‌ دروغ گفته باشیم.  🌚✨️️

عزیزم ناراحت نباش حالا انشا الله مادرت برات درست میکنه از حالا فکر اون موقع نکن. استرسی نشی



ن اخه ادم میگه چ بی ادبن این همه کمک میکنی اخرشم ب چشم کلفت میبینتت اون یکی جاریام ک نمیان .


فقط من بدبخت ب بچه جاریم گفته بود مادر قهوه مادر شوهرم . گفتم حرفت خیلی زشت بوده گفت ب بچه توام میگم

والا منم بالای خونه ی مادرشوهرم اینا میشینیم. خونه سه طبقه هست پایین مادرشوهرم اینا. وسط جاریم اینا. بالاهم ما. جاریم سی و پمج سالشه و عروس بزرگه هست اونقدر رفته کاراشو کرده شده وظیفش. منم هجده سالمه سه ساله ازدواج کردیم اصلا نرفتم تا حالا. اصلاهااا. یه بار مادرشوهرم گفت زهرا نمیاد کارهامو بکنه راه پله هارو تمیز کنه و فلان.... شوهرم برگشت گفت بعضی عروس ها برا مادرشوهر کار میکنن بعضی هام دوست ندارن چیه مگه. زن منم کار های خودشو داره. بچه نگه میداره و فلان. منم گفتم مادر جان شکر خدا سالمین و خودتون میتونین کاراتونو بکنین. دیگه نشنیدم چیزی بگن بهم. از اول جوری رفتار نمردم که وظیفه بشه برام. اما اون جاریم اونقدر رفته مثل کوزت کار کرده تو عروسی برادرشوهر کوچیکم همه ی کارا رو سر اون بود و منم مثل مهمون بودم. 

تو مرا آزردی !...که خودم کوچ کنم از شهرت !تو خیالت راحت !میروم از قلبت!میشوم دورترین خاطره در شبهایت !تو به من میخندی !و به خود میگویی ، باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...برنمی گردم ، نه !میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ...عشق زیباست و حرمت دارد. وقتی قهوه میخوری، از تلخیش لذت میبری.. اما وقتی بادوم بخوری و تلخ باشه میندازیش دور... چون از بادوم انتظار تلخی نداری! بحث بحثه انتظاره میگیری که چی میگم

والا منم بالای خونه ی مادرشوهرم اینا میشینیم. خونه سه طبقه هست پایین مادرشوهرم اینا. وسط جاریم اینا. ...



اره بخدا کار درستو تو میکنی منم نمیرم کار کنم اخه میرم ی دیقه بشینم پیششون یا پیش خواهر شوهرم ولی میگن پاشو ظرف بشور نشوری هم میگن بی احترامی کرد ما شام و ناهار پختیم نشست پدر شوهرمم غر غر میکنه ب مادر شوهرم ک تو پیری عروسات باید کاراتو کنن تو ذیگه بشینی شوهرمم میگه منو میبری بالا کاری کنی وگرنه منم حوصله ندارم

2824
2823
2791
2779
2792