متنفرم از جزء جزء م
کاش هیچ بودم
هیچوقت کافی نبودم
هیچوقت زیبا نبودم
هیچوقت بچهی محبوبی نبودم برا خانوادم
هیچوقت دوست صمیمی کسی نبودم
هیچوقت اون دختر زیبا نبودم
هیچوقت عشق کسی خطاب قرار نگرفتم
هیچوقت ارزش نداشتم
هیچوقت برا کسی مهم نبودم
اما من بیگناه بودم
گناه من شاید بیگناهیم بود بیش از حد ساکت بودنم بود
گناه من زشت بودن بود
گناه من بودن بود
کاش اتفاقی برام بیفته راحت بشم
کاش جرات تموم کردنو داشتم
کاش حداقل خدایی بود با همهی اون داستانای معروفش
امروزم شد عین همون روزام...یادم بره کاش این روزارو