دوستم ارشد روانشناسی داره خانواده خوبی داره موقعیت خوبی داره 27 سالشه
قبل جن.گ همکار مامانش زنگ زدن برای پسرش که پزشکه 35 سالشه بیان براش آشنا شن ولی دوستم اصلا راضی نیست حتی کلی گریه کرد گغت نمیخام میگه ازدواج اینطوری دوست ندارم خلاصه پدر مادرش کلی سرش غر زدن گفتن لگد به بختت میزنی که یدفه جن.گ شد دیگه از خاستگارش خبری نشد اینم خوشحال بود الان باز دوباره زنگ زدن میخان بیان بازم کلی اعصابش خورده میگه نمیخام که نمیخام
الان میگه چطوری بدون دردسر اینو رد کنم بره که خانوادش شاکی نشن
پیشنهادی دارین؟