میخواستیم بریم خونه خالم
گفتم چی میپوشی با عصبانیت گفت یه کوفتی میپوشم حالا
مامانم یه عالمه لباس میخره آخرشم هروقت میخوایم جایی بریم کهنه ترین و بدترین لباساشو میپوشه میگه با این راحتم
میخواستم بگم یه چیز تمیز و نو بپوش اینجوری جواب داد دیگه لال شدم
آقا خلاصه رفتیم خونه خالم اصلا مادرم شیرینی نمیخوره تو خونه بهترینشم بخرم ببخشید معذرت میخوام انگار 💩 خریدم دست نمیزنه اصلا ولی خونه خالم شیرینیشو خورد با دستش تهبشقابم تمیز کرد خالمم یجوری شد از نگاهش مشخص بود
از خجالت آب شدممن دیگه شیرینیمو نخوردم گفتم گرممه نمیتونم فقط چای خوردم که نکن نخورده ن
بهش میگم خودم عذاب وجدان میگیرم نمیگم خجالت میکشم نمیدونم واقعا چیکار کنم 🥺🥺🥺