2777
2789
عنوان

🦋به سوی نور🦋

| مشاهده متن کامل بحث + 3697 بازدید | 880 پست

طلبه ای که همسایه شون بود میگه

یه شب جمعه ای از خونه مصطفی زنگ زدن گفتن بیا حالش بده..

مراسم داشتم نرفتم

صبحش دیدم صدای قران میاد

از دنیا رفته بود

خانمش تعریف میکرد

حاجی این مصطفی

هر چی نماز و روزه قضا داشت به جا اورد ؛ هر چی بدهکاری داشت داد

رفت از همه حلالیت طلبید  

وصیت کرده پولشو بدیم

سرمایه قرض الحسنه برا ازدواج جوونا

زیر لب میگفت یا اباعبدالله

از اون موقعی که من با شما اشتی کردم ، صاف اومدم جلو

از اون موقع دنبال خلاف نرفتم

لحظات اخر عمر منه

کار از دست من خارجه

ولی دست شماست بعد چند دقیقه

سرشو بلند کرد

سلام کرد به امام حسین و

افتادظاهرا دید آقاشو

و رفت...

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

آقا مصطفی دادکان ؛۹ سال سربازی‌ش طول کشید و معروف شد به مصطفی پادگان؛موسس هیئت محبان‌الزهرا...پدر رئ ...

سختترین مسئله تغییر هست و ایشون چقدر راحت بوده براشون و البته که خواست خداوند هم بوده روحشون شاد و خوشا به سعادتشون

ای ملائک که به سنجیدن ما مشغولید                               بنویسید که اندوه بشر بسیار است

اینا‌رو گفتم که‌ برسم به اینجا


برسم به اینجا که بگم

شرمنده م امام حسین علیه السلام 

شرمنده ام اقای ابا عبدالله

انقدر شرمنده که

واژه ای برای بیانش پیدا نمیکنم..

خودم میدونم دارم نمک میخورم و نمکدون میشکنم و بلد نیستم مثل آقا مصطفی توبه ی مردونه کنم..

اما شما خودت راه بذار جلو پامون 

خودت ی کاری کن برامون

هرچی لازمه خدا خودش سر راه بنده اش میذارهفقط از حقیر ی جمله داشته باشین اولم به خودمم اینکه خداروخی ...

همینجا لنگ میزنم

ای ملائک که به سنجیدن ما مشغولید                               بنویسید که اندوه بشر بسیار است

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792