من یه خواستگاری داشتم
یه پسر همه چیز تموم
ولی برادرش خیلی اوضاعش داغون بود معتاد و اهل چیزای ناجور و پدرشم یه جورایی همراه برادره بود
خلاصه خانوادشون بهم ریخته بود جز خود پسره که انگار فرشته بود
سر خانوادش و چیزایی که ما خبر داشتیم رد کردن پدر مادرم
من عروسیه پسره هم رفتم چند ماه پیش
و دیشب تو هیئت دیدم زنش بارداره 🙃😂
خانمش هم یه دختر خیلی خوبه ولی سن جفتشون کمه یعنی تقریبا نیمه اول و دوم دهه هشتاد میشن