مامانمم عین ترامپ
هر وعده و کمکی بهم کرد ادا درآورد ک مادره دلسوزه بعد فهمیدم فقط برای منفعت خودش بوده یبارم گفت همه بچه هام واسم منفعت دارن فقط تو نداری
اصلا نذاشت داشته باشم
۱-سال کنکورم با دروغ و تهمت وادارم کرد ب ازدواج با فامیلای خودش
۲-خواستم طلاق بگیرم ب شوهرم گفت بزنش بکشش رضایت باباش واست میارم
۳-بعد طلاقم ادای توبه درآورد گریه کرد گول خوردم بخشیدم دوباره بدبختم کرد سر ازدواج دومم خواستگار خوب پروند منو داد ب ی بیکار شهردور
گقتم برم شهردور از دست مامانم راحت بشم خودم یجور زندگیمو پیش میبرم نگو از قبل عقد با شوهرم تبانی کرده بودن سر ۱سال دعواشون بالا گرفت مامان امر کرد طلاق بگیر
گفتم ن گفت کاری میکنم خواهر برادر مادر واست نمونه گفتم همن الانم ندارم
دوتا خواهرامم انگلیس و فرانسه هردو لنگه مامانمم شدن و دنبال منافع خودشون و بشدت حسود و خونه خراب کن
بزرگه ک سر جهاز اولم باهام دشمن شد و با شوهرم رو هم ریخت متاهله و دوست پسرهم داره
دومی خراب نیس ولی خ آب زیرکاه و نقشه کش دوبهم زنه جلو شوهرم منو دخترعموم با خبرکشی ب جون هم انداخت
داداشمم ک اسرائیله
یهو پاچه میگیره کرونا داشتم اونم عمدا خواهرم بهم منتقل کرد از میله اتوبوس و خیابون نگرفتم اون لعنتی پرستاره از مریضها گرفته بود هی سمتم سرفه کرد چندبار هممون مریض کرد
کرونا گرفتم تو تب و نفسم بالا نمیومد مامانم سر چنتا تکه لباس خودشو ب ادا انداخت سریع داداشم ب پشتی کردن از مامانم بالشت پرت کرد زد تو سرم
حالم خ بد شد از تب و نفس تنگی
یبارم بهم گفت مامان گفته این بمیره خونش ارث میرسه ب من منم میزنم بنامت
بااینک داداشم خودش دوتا خونه و ماشین داره مجرده ۲۷ساله ازم کوچکتره
گفتم ب شماها نمیرسه ب دخترم میرسه از شوهر سابقم ی بچه دارم
گفت غلط کرده میرم میکشمش گفتم باباش میکشتت ترسید ول کرد
شوهر سابقم خ عوضیه و لاته ولی اینجا بدرد خورد
خسته ام من بدبخت کاش ی خانواده عادی داشتم 😔💔