با خانواده ام خیلی بحثم میشه تقریباً روزی سه تا چهار بار مادر پدرم وقت دعوا جیغ میزنن و هر حرفی که میخواد خودشون میزنم تا که من میخوام حتی یک کلمه با احترام از حق خودم دفاع کنم میزنن
هی فکر خودکشی میزنه به سرم یا فقط با هر خری ازدواج کنم از شر این زبون نفهما خلاص شم
بابام وقتی منو مامانم دعوا میکنیم همیشه حق میده به مامانم یا منو مامانمو همیشه مقایسه میکنه
اون مرده وقتی میزنم واقعا درد داره حرف منم به هیچ جا نمیرسه به قرآن من از اونایی که بخوان بی احترامی کنن به پدر و مادرش
مامانم پریوده بهونه اش همینه حالا من وقتی پریود میشم اعصابم خورد میشه میگن مگه تو فقط زنی
مامانم میگه به بابات میگم با پسره تو رابطه ای قاتلت میشه از خونه بیرونم میکنه دعا میکنه با دستای خودش روم خاک بریزه
ای کاش من هیچوقت بدنیا نمیومدم
این حرف هایی هست که مامانم میگه چرا چون فقط به دانشگاه آمدم گفتم حوصله ام سر رفته