همه اومدیم روستا ما خونه داریم
خالم اینا خونه مامان بزرگم هستن.
بچه های خالم هر شب میان خونه ما.
دیگه حالا بسکوییت شام هب چی تو یخچال باشه میاریم براشون.
یه شب به خالم گفته بود که به من چیزی ندادن بخورم
حالا فرداشبش مامانم زنگ زده میگه چرا نفرستادی خونه ما.
میگه نه من رو شام بچه هام حساسم دیگه نیان گشنه میشن
حالا مامانم ناراحت چرا خالت ناراحت شده
ما که حق ناراحت شدن نداریم