میخواستم امشب زن داداشم و دعوت کنم شب قبلش شوهرم دعوا کرد سر کادو زنگ زدم گفتم نیان
ولی منم سر میکنم نوبت اونم میرسه
یا بهانه میآورد از یه چیز دیگه میخاست دعوا کنه بعدشم واسه کادو دادن بهشون شب قبلش هم شوهرم به مامانم زنگ زده بود که دعوت کنه مامانم دعوت بودن مثل اینکه خونه داییم ما هم گفتیم باشه ما یه روز دیگه میگیریم
بعد ما رفتیم بیرون با موتور بودیم بعد داداشم و دیدیم داداشم اشاره کرد که بیاین رفتیم کنار ماشینش شوهرم بهشون میگفت من بهش زود دعوت کن و نمیدونم نگفته و .... داداشم بهش گفت اینو ولش کن (منو میگفت)این آدم نیست اصن ما به این چکار داریم فقت خودت :/
منم قبلش دعوا کرده بودیم دیگه هیچ انگیزه واسه غذا درست کردن و این چیزا نداشتم حالم خوب نبود بعدشم اونا خونه داییم و کنسل کردن گفتن نمیریم میایم خونه شما که من صبح زنگ زدم خونه نیان