رفته بودیم کارای منو انجام بدیم تو بسیج و اینا هر چا میرفتیم چون اون اجازه نداشت بیاد همون پایین منتظر میموند موقع خداحافظی هی میگفت چقد بهم میاید و ب همسرم میگف خوشبحالت بخاطر خانومت و من چقد ذوق میکردم :))))😍🥲
توجه:لطفا نیاید وایب خوب تاپیکمو بهم نزنید🤚🏻🤍