اصلا نمیتونه خودشو تو شرایط عادی هم کنترل کنه . یدونه خفه شو بهش میگم دست روم بلند میکنه ولی نه خیلی در اون حد بچه ها اما خب میزنه. خودشم میگه اعصابم و خورد نکن تا نزنم چیکار کنم من دلم شکسته ازش . دوسم داره خیلی منم بهش میگم دوسم داشته باشی نمیزنی اما باز میگه حقته عصبیم میکنی
«گوش کن؛ فقط گوش کن ببین چی میگم: اینو تو مغزت فرو کن، باشه؟ تو تا الان دووم آوردی؛ اون روی سکهٔ این دووم آوردنت هم یعنی زندگی وجود داره؛ زندگی، میفهمی؟ یه چیزایی هم پیش میاد که تو رو خوشحال میکنه. پس اینقدر دلواپسِ نگرانیات نباش. فقط یهکم دلواپس باش. یکم دلواپسی رو میتونی اداره کنی. اما سوپر- دلواپسی رو نه!» خسته تر از اونیَم ڪه اهمیت بدم..!_سبز ماندن در بین ویرانی ریشه میخواهد..!_