2777
2789
عنوان

یعنی من مقصرم

160 بازدید | 5 پست

من با یک آقایی  حدود دو ماه دوست بودیم ک اومدن خپاستگاری در ابتدا ک مادر سون مهریا رو تعیین کردند و گفتن فقط ۱۴ تا سکه ، بعدم ک اومدن خونمون مامانش گفت من سرویس چوب رو کامل نمیخرم ققط مبل و تخت ، بعد ک رفتن من به آقا میگفتم ک چرا اینجوری برخورد کردید چرا این حرفا میگفت زنگ بزن پیام نده زنگ زدم گفتم باید سرویس چوب کامل بخرید گفت نه الان کسی میز تلویزیون نمیکنه تو خودت تخت نداری یک کاری نکن همون تختم نخرم بعد بهش گفتم انگشتر نشون باید بیارید گفت الان کسی نشون نمیبره بعدم ممکنه گم بکنی منم عصبی شدم گفتم یعنی چی اون از وضع مهریه اینم ک اینطور گفت من اگه میخواستم مهریه زیاد بدم تو رو نمیگرفتم خلاصه بحث مون شد و اون آقا رفت خونه و بهم زد ، بعد دو هفته باز اومد کفت مامانم گفته با هم صحبت کنید بهش بگو اگه با همون شرایط قبل راضیه ما دوباره بیایم ، منم چون دوسش داشتم قبول کردم منتها به شوخی بهش،میگفتم ک سمت خونه ما نیای و بابام کله ت رو میکنه بهم زدی و پدرم دیگه ۱۴ تا سکه رو قبول نمیکنه خلاصه قرار بود زنگ بزنن ک مامانم پیامش رو روی کوشی من میبینه بهش پیام نیده ک آقای محترم چرا مزاحم دختر من میشی اونم بهش بر میخپره و میگه ما بدرد هم نمی خوریم و میرههه تا سه ماه بعد دوباره میاد و مامانش رو راضی میکنه میان خپاستگاری مادر دوباره میگه من نشون نمیارم سرویس چوب هم میز آرایش نمیخرم چون لازم نمیبینم یک تاریخ کاغذ نویسی همونجا تعیین میکنیم بعد ک خانواده پسر میزن مادرم یادش میفته اون تاریخ خواهرم و شوهرش نمی تونن بیان زنگ میزنه به مادر پسر عذر خواهی میمنه و میکه تاریخ رو جابجا کنیم از اون ور دسر به من میگه چرا عوض کردین تاریخ رو و اصرار ک همون تاریخ قبلی باشه منم میگم من کاری از دستم بر نمیاد به مامانت بگو ببین میتونه درستش کنه خلاصه همون جا مادرش زنگ میزنه میکه یا همون تاریخ قبلی یا هم دختر تون و پسر من خوشبخت بشن و همه چیو بهم میزنه




و استدلال مادر پسر این بوده ک چون شما تاریخ رو جابجا کردید به من و همسرم بی احترامی شدت و اینکه جرا مادرت گفته نشون بیارید ، من سر عقد سرویس برات خزیده بودم ک بدم






اما حالا پسره ازدواج کرده و مادره همه اینا رو براش از ما بهترون برده




دیدگاه تون چیه ؟؟


و پسره الان میگه اگه به مامانو میگفتی جشم الان من و تو با هم بودیم

یا ابلفض تاپیک برای بار هزارم دیده شد

می روند ؟!فدای سرتمیمانند؟خوش به حالشان که لحظه هایشان با تو ثبت می‌شود!....آسمون همیشه متعلق به توئه،این تویی که انتخاب می‌کنیمثل یه پرنده پرواز کنی یا مثل یه ستاره بدرخشی ✨

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

استارترعزیزم 

ان شاالله به زودی شماهم بافردمناسب آشنامی شوی وزندگی جدیدشروع می کنید

به نظرم درماجرایی که شرح داده اید،شمادرابتداوباحضورخانواده دوطرف خواسته هاراکامل بیان نکردید

وسعی کردیدبعدازتوافق اولیه درمنزل شما،به مواردتوافق شده بیفزایید

بهتراین بود که درهمان جلسات باحضورخانواده هاتوافق کامل انجام شود

اینکه مهریه کم هست یاانگشترنشان می خواهیدیاسرویس تخت برحسب همان توافقات است 

حتی می توانستیددرزمان دوماه آشنایی خواسته هاتون رامطرح کنید

دفعات بعدی هم بازهم طرف شما خواستگاری آمده ودوباره همان توافقات قبلی راانجام دادید

چراهمان موقع خواسته هارابیان نمی کنید‌درتمام قرارهاشمابعدازاتمام جلسه خواستگاری دوباره خواستیدتغییرایجادکنیدواین دلنشین نیست 

درست وبی حاشیه اینه که هردوبرتوافقات بمانید

تغییرمداوم وافزودن وکم کردن مداوم باعث سردرگمی و ‌شکست خواستگاری می شود

ان شاالله اینبارواضح وروشن همه ی مواردرامطرح کنیدوبرای تعیین تاریخ هم عجله نکنیدبادقت و ‌مشورت تاریخ دقیق تعیین کنید


واینکه تمام شده وایشان رفته اند

شماحتماقسمت بهتری دارید

خوشبخت باشید🌸

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز