ما دوسال با هم بودیم
دوسال خیلی کم اختلاف داشتیم و احترام میزاشتیم به هم
میگفت من قصدم ازدواجه
ولی سر اینکه قهروک بود من بهش گفتم نمیتونم تحمل کنم و کات
قهرو ینی ناراحت که میشد حرف نمیزد سکوت میکرد
حالا بعد دوسال شب و روز با هم بودن
تو این ده روز که ما زیر بمب بودیم حتی یه زنگ نزد حالمو بپرسه خیلی نا امید شدم ازش خیلی هم حال روحی خودم بده
میگم لابد فک میکنه بزنگه من برمیگردم به رابطه داره عمدی فاصلشو حفظ میکنه