2777
2789
عنوان

زنیکه بی لیاقت

189 بازدید | 3 پست

وای خداااا این مارال سریال مرگ تدریجی یک رویا چقد رو اعصابههههههههههههه 

تحت تاثیر حرفای خواهر احمقشه

حامد حامد به این خوبی قدرشو نمیدونه نمک نشناسسسسسسسس

میخواستن سری قبل طلاق بگیرن ولی خود مارال برگشت ، دوباره رفته پیش خواهرش میگه طلاق میخوام😐😑

به زمانبندی خدا شک نکن❤️

چشماش بسته هستش 

اضطراب و افسردگی ، مشاوره و راهنمایی تحصیلی و خانوادگی و جنسی و....هدفم خدمت رسانی به شما دختران و مادران و زنان سرزمینم هستش تا جایی که بتونم سنگ صبور شما هستم و حرف هایی شما را می شنوم و راه حل آن را با کمک خود شما پیدا می کنیم و تا بتوانی تصمیم گیری نهایی انجام بدی نذر خدمت رسانی برای سلامتی تک تک شما زنان ایرانی و سراسر جهان 

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

یادش بخیر

چه سریال اعصاب خورد کنی بو‌د

ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد».. ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد…

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792