سعی کن بیخیال باشی به آرزوها وخواسته ها چیزیایی که دوست داشتی و بشون نرسیدی فکر نکن.به خوشی های کوچیک و ساده دم دستی فک کن و اونارو واسه خودت بزرگ کن.اکثر این آدمایی که انقد شادو شنگولن از بی خیالی و هدف نداشتن و اینهاس.اصلا فک نمیکنن باید هدف داشته باشن اصلا نمیدونن هدف چیه با چه ه نوشته میشه.دیدم که میگما
من با اینکه میدونم ولی کاری نمیتونم بکنم برای خودم
میتونی.من بیست سالگی افتضاحی داشتم.چند برابر ظرفیتم درگیر مشکلات بودم.ولی توی سن پایین آدم انرژی داره.قویه.به مرور جسارت آدم کم میشه.لذت ببرید از بیست سالگیتون
من اون موقع که همسن شما بدم حس شمارو داشتم و فکر میکردم خیلی بدبختم اما الان 27سالمه و به اون روزا فکر میکنم به خودم میگم چقدر جو افسردگی کاذب داشتم.و الکی حساس و داغون بودم. الان احساس میکنم روحیه ام نسبت به اون سالها بدتر شده اگرچه نمیزارم افسرده بشم چون زندگی خوبی دارم با همه مشکلات و خوبیهایش و خوشیهاش. همه چی دست خودمونه و مراقبت از روح مهمتر از مراقبت از جسمه. اگه اینقدر که ما به ظاهرمون اهمیتی میدیم. به روحمان،و احساسمان اهمیت بدیم حال جسمی و روحی همه خوب میشه.یکم به روحتون برسید عزیزای دلم. فقط کار خودتونه...