فردا خواهرم ساعت ۱۲ باید بره سمت بالا شهر آموزشگاه برای درس کسی نیست ببرتش اسنپ امنه بفرستم تنها بره خواهرم ۱۶ سالشه بعد مسیر هم از خونمون دوره ما سمت اول شهریم
در این مدت زندگی به گونه ای سپری شده که میتونم سالها بدون اونکه هیچ اتفاق غم انگیزی رخ بده غمگین بمونم😔😔من این روزها برای هرچیزی هزار بار گریستم🖤چه جوانانی!میبینی چه جوانانی😔بسیاریشان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده اند🥺😔
اینجا همه فکر میکنن هرچه خودشون میگن درسته و اشتباهی به تفکراتشون وارد نیست هرکی هم مخالفه انسان نیست ، با عرض تاسف باید بگم اگر جزو همین دسته اید شماهم یک دیکتاتور درون دارید . هیچکس به اندازه ی کسی که معتقد است حقیقت مطلق در دستان اوست، خطرناک نیست؛ چنین کسی حاضر است برای آن حقیقت، خون بریزد.[عصیان فرشتگان؛آناتول فرانس]
در این مدت زندگی به گونه ای سپری شده که میتونم سالها بدون اونکه هیچ اتفاق غم انگیزی رخ بده غمگین بمونم😔😔من این روزها برای هرچیزی هزار بار گریستم🖤چه جوانانی!میبینی چه جوانانی😔بسیاریشان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده اند🥺😔
در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت