2777
عنوان

جاری عوضی

| مشاهده متن کامل بحث + 483 بازدید | 32 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

لال بودی تو میگفتی زنت و دوتا برادر استفاده میکنین که اینجوری بدون اجازه ماشین ما رو برده؟

بهش گفتم خوب داری تربیت خانوادگیتو نشون میدی هنوز مال شخصی رو خانوادت بهت یاد ندادن در اومد گفت برو گمشو دهاتی پشت کوهی

بخدا هزار تا توهین ب من و بچم کرد

فقط به شوهرت با آرامش بگو

بگو من هیچ چیز خاصی نگفتم فقط گفتم حدتو بدون چون ناراحت شدم ماشینتو بدون اجازه از تو و من برداشته 

ولی اون پریده بهم

شکوه آزادی همینه ، باید گذاشت همه حرف بزنن تا بفهمیم یه سری افراد شامپانزه ای بیش نیستن .

استراتژی قشنگیه ولی خب نمیشه که دوتا برادر رو از هم جدا کرد میشه؟

خانواه شوهر من خیلی سردن.  احترام ب هم میزارن

کلن. من.  جاریام. رو فقط وقتی میرم خونه مادر شوهرم میبینم  

رفتو امد نداریم ب لطف ایزد منان.  

بادراش.  هزارسال ب هزارسال باهم تماس نمیگیدن نه ک باهم خصومت داشته باشنا مدلشونه

دیگر به راستی می‌دانم که درد یعنی چه درد به معنای کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود. بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود. درد یعنی چیزی که دلِ آدم را در هم می‌شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آنکه بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد، دردی که انسان را بدون نیروی دست و پاها و سر باقی می‌گذارد و انسان حتی قدرت آن را ندارد که سرش را روی بالش حرکت دهد
خدایی ظهر شوهرم اومد خونه گفت وقتی تو و بچم ارامش نداشته باشین میریم جای دیگه

پس خوبه پشتت گرمه تا تنور داغه بچسبون

برکات_دعای_توسل_هر_روزاگه حاجت داریدگوش کنید😍اگه انجام دادیدمنم دعاکنید🙏اینکه سال بعدبچمو بغلم کنم ...و پدر و مادرم سلامت باشند وسایشون بالای سرم 

رفته بود وسایلاشو جمع کرده بود ب برادرشوهرم گفته چرا ماشین رو ازم گرفته من تو این خونه نمیمونم

الان سکته میکنم از حرص بهتره برم 🚶🏼‍♀️😐 همین؟

چهارتا فحش میداد فکشونو می‌آورد پایین بابا.انقدر هیچی نگفته اونا انقدر جرات دارن

پس خوبه پشتت گرمه تا تنور داغه بچسبون

بخدا ارامش برامون نزاشتن بچه من غذا خونه نمیخوره دقیقا ساعت یازده و نیم ظهر باید برم در آشپزی براش کوبیده بگیرم باید با ماشین هم برم چون دوره ظهر بچم با شکم گرسنه خابش برد خانوم هم هر چی زنگ میزدم ماشین رو نمیاورد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
داغ ترین های تاپیک های امروز