بچهها من چون مامان بابام به سختی بچه دار شدن و من بعد از تقریبا ۱۴ سال به دنیا اومدم مامان بابام خیلی روم حساسن البته بعد من دوباره بچه دار شدن و یه آبجی کوچیک تر از خودمم دارم
نزدیک سه ساله با یکی تو رابطه ام یک سال و خورده ای میشه اومدن خواستگاری ولی خانواده ام راضی نمیشه بعد دوستم میگه خوشبحالت خانواده ات دوستت دارم که راحت تو رو شوهر نمیدن نه مثل خانواده من که همون بار اول گفتن بله و از خداشون بود ازدواج کنم
چه ربطی داشت آخه من همش جلو نامزدم و خانواده اش خجالت میکشم به خاطر نارضایتی بابام همش فکر میکنم اینجوری پیش بره خانواده نامزدم (ببخشید ولی از کلمه دوست پسر بدم میاد ) ازم متنفر شن
نامزدم چند بار گفته منو و خانواده ام کوچیک شدیم که خانواده ات راضی نمیشن
آخه مگه تقصیر منه😭
چرا دوستم این حرف رو زد؟ به نظرتون امکان داره خانواده پسره ازم سرد شن؟