لباس های تو خونم واقعا کهنه و رنگ و رو رفته و کوتاه و بد شدن و کش شل و بد ...
دیروز میخواستم یه شلوار بخرم بهم پول نداد که نداد.
همش بد رفتاری میکرد که زودتر بریم خونه و داد و بیداد میکرد تو خیابون که نکنه من برم خرید کنم
وقتی هم چیزی میخرم تا میخوام بپوشم به چشمشون میاد مامانم خیلی بد نگاهم میکنه حس میکنم لجش میگیره از اینکه من لباس خریدم و پول خرج کردم
چقدر سخته زندگی تو سن سی سالگی با آدمهای نظر تنگ و خسیس