2777
2789
عنوان

باهوشا بیان

214 بازدید | 19 پست

ب هوشتون نیاز دارم کمک کنین... میگم از وقتی اذواج کردم شوهرم هر وقت زنی بهش توجه میکنه واسه منم تعریف میکنه میشناسمش اصلا هم اهل دروغ نیست بنظرتون واسه اعصاب خرابی من میگه یا واقعا دوسم داره البته خودم وقتی کسی همچین چیزایی رو نمیتونم براش تعریف کنم مثلا اگه بگم یکی بهم حرف زده فورا قاطی میکنه تا پای طلاقم میره...نظرتون چیه 

دست کشیدم از سکوت خستم از این همه درد۰۰۰۰۰۰

من كه خودم با خنده واسه شوهرم تعريف ميكنم اونم واسه من تا حالا هم هيچ كدوم حساس نشديم

كاش از شاخه سرسبز حيات گل اندوه مرا ميچيدي.  كاش در شعر من اي مايه عمر  شعله راز مرا ميديدي

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

کمبود توجه ومحبت داره😒😒

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏

طبیعیه مردا کلا بدشون میاد بگی کی از من تعریف کرده... اینم طبیعیه اون محبت بقیه رو ببینه عزیزم مردا مغزشون کوچیکه دیگه نمیفهمن چی ژو کجا بگن... بهش زیاد محبت بکن که محبت بقیه رو نبینه و اگه بازم گفت مثلا ادای ناراحتی در بیار ازین مدلا دیگه... بعد یاد میگیره نگه

به نظرم میخواد بهش توجه بیشتر کنی. میخواد بگه که خواهان زیاد داره. شما بدون اینکه بفهمه رو این موضوع حساس شدی بهش بیشتر محبت کن. اصلا عکس العمل راجع به این حرفاش نشون نده که فکر کنه ضعف داری یا حسودیت میشه

نظرت چیه بخاطر اینکه خودشون ب رخ ما بکشن اینجوری میگن

اره ... شوهر من ک میگه یه خانم شوهر مرده پولدار میخواستتش دو سال پیس برای شوهرم گریه میکرده و شوهرم چون خائن نیست دست رد به سینش زده... من فقط با لبخند حرفش رو گوش دادم و دیگه باش بحث نکردم. میخواد بگه خیلی تحفست

چطور


شاید،یه کمبودی داره که از تعریف دیگران این همه خوشش میاد،خودت ازش تعریف میکنی؟

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏

منکه هر وقت بهش بیشتر توجه میکنم مغرور تر میشه ولی وقتی بهش توجه نمیکنم اوضاع بدتر میشه داد میزنه که چرا حواست ب من نیس و از حرفا واقعا مشکل منم یا اون

دست کشیدم از سکوت خستم از این همه درد۰۰۰۰۰۰
اره ... شوهر من ک میگه یه خانم شوهر مرده پولدار میخواستتش دو سال پیس برای شوهرم گریه میکرده و شوهرم ...

😆😆😆

وای مردم از خنده.شوهرمنم میگه

همه مردا این خاطره رو دارن.به نظرم رویاشونه 😆😆😆ببرن تو گور این رویای مزخرفشونو 😆

خدا اگه طولش میده ، داره قشنگترش میکنه💚 صبر داشته باش💚
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

هدیه رایگان

گلی235 | 7 ثانیه پیش

سفر به رشت

cocll | 22 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز