پولشو گزاشته تو ارز منتظرِ ارز بره بالا همش میگم تا کی میخوای منتظر بمونی میگه نمیدونم شاید یه ماه دیگه بره شاید یه سال دیگه
تو کارخونه کارگرِ سه روز میره بعد استراحت پزشکی میگیره دیگه دوسه رو نمیره
میگه دوست ندارم کارمو سنگینِ برام..
باباش بردش اداره... برای استخدام نرفت ...
همش میگم بیا با پولی که داریم سوپرمارکتی چیزی بزنیم
اصلا انگار نه انگار
تو شهرمون یه منطقه هست خونه هاش در حد یک الی دو میلیارد
میگه با پول خودم برم یه واحد بگیرم یه میلیاردم از بابات بگیر دو تا واحد بگیریم از هرکدوم ۵ تومن اجاره بگیریم
همش دوست داره بدون کار کردن پول دربیاره
بابامم میگه تا بچه نداری جدی فکر کن