2777
2789
عنوان

کمردردم مادرشوهرم عیدی غدیر نذری میپزن

| مشاهده متن کامل بحث + 253 بازدید | 29 پست

نه نمی‌رفتم و ارتباط رو باهاش شون به حد اقل میرسوندم من واقعا نمی‌فهمم چرا خانم های که مشکل بچه دار شدن دارن خودشون رو حقیر و مشکل دار فرض میکنن اگه اون خدای بالای ه به وقتش برای بنده اش میسازه  کارشو درست می‌کنه حتماً یک حکمتی داره لطفاً عاقل باشیم این که یک خانم مشکل بچه دار شدن داره عیب و عار نیست مشکل نیست بیماری نیست اون خانم آدم بدی نیست 

دختری از جنس دریا 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عجبپشت سر بقیه حرف میزنن اونوقت نذری میدنحرام و مستحب باهم به نظرم زنگ بزن نرو و دلیلتم بگو که کمردر ...

انقد اخلاقش بده همیشه با دک و پوز ورافتاده باهام روبرو میشه متنفرم ازش انقد ازش کشیدم ک دیگه بخدا رغبت ندارم برم ببینمش الانم میخواد کار بکشه ازم ک ب دختراش فشار نیاد

ولی بیست سی نفر کمک نمیخواد مخصوصا که میگی دوتا دختراش هم هستن، مامان من بنده خدا تنها ۱۱۰ تا غذا میپزه 

به منظور فراهم شدن زیارت حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) خواندن این آیه مفید است: 💛《 بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ》💛 خواندن این آیه هم باعث توفیق تشرف میشود وهم کیفیت زیارت را بالا میبرد، قبل از رفتن بخصوص وقتی انسان میبیند خیلی وقت است توفیق پیدا نکرده که به زیارت برود خواندن این آیه مفید است(شیخ جعفر ناصری)
نه نمی‌رفتم و ارتباط رو باهاش شون به حد اقل میرسوندم من واقعا نمی‌فهمم چرا خانم های که مشکل بچه دار ...

عزیزم فکر کنم متن رو اشتباه متوجه شدید 

میگن خودم وبچم مریض بودیم، مادر همسرم یادمون نبوده 

برو ولی کار نکن بگو اومدم ناراحت نشی بگو کمر درد دارم ، با درد کمر که نمی شه کار کرد ، با شوهرت برید شوهرت کمک کنه ، یا اصلا نرو زنگ بزن بگو کمر درد کرددم خوابیدم ، شوهرت خواست بره ، تازه توقعی نباید داشته باشه  شما بیمارستان بودی ی دست غذا بهت نداده 

برو ولی کار نکن بگو اومدم ناراحت نشی بگو کمر درد دارم ، با درد کمر که نمی شه کار کرد ، با شوهرت برید ...

ی سال پسرم ویروس گوارشی گرفت حرف از هشت سال پیشه غذای بیمارستانم نمیخورد ب شوهرم گفتم ب مادرش بگه ی کم غذا خونگی بیاره بچه بخوره پسرم یکسال و نیم داشت مادرمم بیمارستان کنارم بود بخداوندی خدا اندازه پنج قاشق برنج و پنج قاشق قرمه سبزی تو ظرف کوچیک اورد بالا سرمون وایساد گقت زود غذاشو بدید تا ظرفو ببرم تو بیمارستان کثیف نشه. نکرد بگه بچه شیر میدم منم کنار بچه بودم با مادرم اندازه ی نفر بزرگسال اضافه بیاره

ی سال پسرم ویروس گوارشی گرفت حرف از هشت سال پیشه غذای بیمارستانم نمیخورد ب شوهرم گفتم ب مادرش بگه ی ...

جالبه گند ساله الان گیر دادن غدیر غذا بپزن 

ی دخترشونم تنبله کمک نمیده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز