خب چجوری بگم، پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.
من. تو خونه گم کردم میترسم. انداخته باشم توسطل اشغال. اخه. اصلا. استفاده نکرده بودم. نو نو بود
انگشتر بود عزیزم؟
خب چجوری بگم، پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.
نه دستنبد اخه. عحیبه باید صدا میداد زنجیری بود اخه😭
عزیزمم
انشاالله پیدا میشه
اینم درس عبرتع که بیشتر مراقب باشی
خب چجوری بگم، پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.