دوست شده بودم قبلا بعد من ازدواج کردم به مشکل خورده بودم با شوهرم بعد این پسره فهمیده بود من یه غلطی کردم زمان طلاقم از لج شوهرم گفتم طلاق بگیرم باهات ازدواج میکنم با اون مادر مزخرفش که با مامانم دوسته رفت آمد داریم بهش میگم خاله دست از سرم برنمیدارن از اونموقع عکس منو پسرش نگه داشته هی تهدید میکنه دیروز با مامانم رفتم خونه مادرش گفتم به پسرت بگو دست از سر من برداره من چه گناهی کردم یک زمان با پسرت دهن به دهن شدم میگه تو پسر منو بازیچه کردی بابا بخدا پسرش یه بی شخصیت بد دهن بوگندو هر حرفی میزنه خسیس خب من از اخلاق پسره خوشم نیومد مامانش میگه تو مریضی اینا چیزی نیست همه زن شوهرا بهم فش میدن ولی آدم میسازع میگه الان با شوهر خودت در اختلاف نبودی از بس پسره تهدیدم کرده الکی گفتم جدا شدم دست از سرم بردارن الآنم زورم کرده با پسر من ازدواج کن ما به فامیل هامون گفته بودیم تورو نشون پسرمون کردیم صیغه کردیم میگم بمن چه میگه دیگه به پسرم دختر نمیدن تو عمرم همچین آدم های سیریشی ندیده بودم
مامانش میگه چقدر امروزی هستی تو هیچوقت نمیتونی پسری پیدا کنی که فش نده عصبانی نباشه گفتم خاله همه جا دختره برم دختر پیدا کن میگه نه پسرم تورو دوست داره پسرش قبلا زنشو طلاق داده تو نامزدی نمیدونم چه عیبی داره میخواد پسزشو بمن قالب کنه از ترسم گفتم جدا شدم چون پسره میگفت میخوام به شوهرت بگم زمان طلاقتون گفته بود شاید باهات ازدواج کنم
مامانم زورم کرده میگه پسر پسر خوبیه اونارو چون تو اونو هیچوقت نخواستی از حرصش فش میداد بهت بخدا چند سال پیش بهم کادو داده بود خرس الان یادش اومده خرس رو بخواد هرروز به یه بهانه مزاحمم میشه اذیت میکنه
الان با شوهر خودت اُکی نیستی؟؟اگه شوهرت رو دوست داری اون پسره رو اهمیت نده..
هستم شوهرمو دوست دارم زمان طلاقم فکر کردم دارم جدا میشم چون خانواده خوبی ندارم خواستم یجور از خانوادم دوباره فرار کنم به این پسره گفتم اگه جدا شدم شاید با تو ازدواج کنم بعد دیگه گفتم نه نمیخوامت میخوام آشتی کنم از اونموقع تهدیدم میکنه
طلاق نگرفتی رفتی تو رابطه؟؟این عیب نیسقبل از ازداوج باهاش بودی بعد با شوهرت به مشکل خوردی برگشتی باه ...
نرفتم تو رابطه چرا نمیفهمی خوب بخون قبلا باهاش دوست بودم بعد داشتم جدا میشدم شوهرم کتکم زده بود میگم دوست خانوادگی هستیم رفت آمد داریم با مادرش اونموقع زمان طلاقم گفتم شاید با پسره ازدواج کنم اگه جدا شدم اونم بخدا سه روز بعد گفتم نه من شوهرمو دوست دارم حتی اگه جدا بشم نمیتونم بجز اون با کسی ازدواج کنم گفتم از عصبانیت اونو گفتم از حرص شوهرم حالا دست بردارم نیستن
طلاق نگرفتی رفتی تو رابطه؟؟این عیب نیسقبل از ازداوج باهاش بودی بعد با شوهرت به مشکل خوردی برگشتی باه ...
بعد پسره قبلا جدا شده زنش ولش کرده رفته تو دوران نامزدی بخدا پسره یه بی شخصیت بد دهن هر حرفی میزنه دیروز جلوی مامانم میگفت من با هزارتا دختر دوستم همشون هم رابطه جنسی داشتم باهاشون بعد میخندید بعد زنداداش پسره با مامانش زورم کردن پسر مارو تورو دوست داره بیا ازدواج کن باهاش بخدا پسره اصلا در حد من نیست من حتی اگه بی شوهری بمیرم زن اون نمیشم نمیدونم چیکار کنم دست از سرم بردارن
من چرا نمیفهمم؟الان شما شوهر داری و سر زندگیت هستی اونا میگن بیا با پسر ما ازدواج کن ؟عجبببب ....
الکی گفتم جدا شدم چون پسره تهدید میکرد میخوام برم بدتو به شوهرت بگم منم کاری نکردم بخدا ولی شوهرم چون یکم شکاکع میترسم باور کنه میگن جدا شدی بیا زن پسر ما شو میگم نمیشم میگن نه باید بشی چون پسر ما بازیچع کردی بخدا من نه به پسره گفتم دوست دارم نه چیزی هیچی چند سال یه خرس داده بود بهم الان گفتن اونو پس بده اون زمان مجرد بودم باهاش دوست بودم بخدا گفتم اونم پس میدم هرروز به بهانه میان اذیتم میکنن