روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
ساعت جفت دیدم چشامو بستم و آرزوت کردم،شمع تولدمو فوت کردم آرزوت کردم،هفت سین چیدم آرزوت کردم،اولین گل بهاری رو دیدم خم شدم و آرزوت کردم،اولین بارون فصل خورد روی صورتم چشامو بستم و آرزوت کردم،برگ پاییزی افتاد جلوی پام آرزوت کردم،برف دیدم آرزوت کردم،پرنده روی شاخه ی درخت حیاطمون دیدم آرزوت کردم،پروانه دیدم آرزوت کردم،قاصدک فوت کردم آرزوت کردم،هر وقت مژه افتاد روی گونه م و بهم گفتن آرزو کن و حدس بزن کدوم سمته اونجا هم آرزوت کردم،هر وقت کسی گفت آرزو کن من همیشه تو رو آرزو کردم،حتی وقتی هیچ نشونه ای نبود باز هم آرزوت کردم،تو رو به عنوان تنها آرزوم آرزوت کردم...من خیلی آرزوت کردم...💙[من با تو خیلی خوبم ،پس هیچ وقت با خودت و دنیا لج نکن♡]
ببین من همکارشم به جاش رفتم کشیک گفتن شب برو تو خونه ای که این شبکه بهداشت بهش دادن خودش شماله باهاش رابطه ندارم ولی بهش علاقه دارم خودش هم نمیدونه نمیتونم ازش بپرسم