2777
2789

خواب دیدم شب های محرم شرو شده  بعد شب میخایم بریم مسجد و فرداش هم ۱۳ بدره که تولدمه بعد دوستم گفت برو حموم دیگه بیا بریم مسجد  منم رفتم تو یخچال همه وسیله هاشو گزاشتم بیرون که داخل یخچال دوش بگیرم و همش میگفتم ریحانه خاک توسرت چیکار کردی که دیگه تو یخچال جا نمیشم دوش بگیرم قبلا راحت دوش می‌گرفتم اینجا ولی الان هر کار میکنم جا نمیشم اخر داخل یخچال نشستم و آب رو باز کردم و دوش کردم و رفتیم مسجد،😂😐😐

قیمه و ماکارونی ریختی تو ماستا😐😐😐😂😂😂😂

▁▂▃▄▅▆▇▉█▉▇▆▅▄▃▂▃▄▅▆▇▉█▉▇▆▅▄▃▂▁ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ . . . . ــ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ . من و رفیقم ۲ نفری روی این اکانت هستیم 🫂 ((( تاپیکارو باهم قاطی نکنید🚫 )))

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

😂😂😂

عالیییی بوددد

▁▂▃▄▅▆▇▉█▉▇▆▅▄▃▂▃▄▅▆▇▉█▉▇▆▅▄▃▂▁ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ . . . . ــ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ . من و رفیقم ۲ نفری روی این اکانت هستیم 🫂 ((( تاپیکارو باهم قاطی نکنید🚫 )))

اخ منم 

اول خواب ديدم با جاريم داريم ميريم پياده خونه مامانم 

وسط راه بجا جاريم مادرشوهرم بود 

هوا تاريك شده بود 

مسجد جامع رو گم كرديم حالا اصلا راه مسجد جامع از خونه مامانم خيلي دوره ولي اون موقع دنبال مسجد بوديم كه خونه مامانمو پيدا كنيم 

يهو از خونه دوست مامانم سر در اورديم 

دخترش كه سندروميه رو تو خونه تنها گذاشته بودن (همسر اين خانم سيده) 

ديگه هيچي 

يهو دوباره صبح شد 

من مسجد روستامون بودم البته من و مادرشوهرم نه ولي دو سه نفر غذا نذري گرفته بودن 

بعد يهو دوباره خونه يكي بوديم ورزش ميكرديم🫠😶😶😶😶دوباره دوتا كيسه پر گوشت گذاشتم تو كولم بابا بزرگم داده بود 

هر کدوم یه نشانه از روزمرگیته

«حسادت، زنگ خطر نیازهای نادیده‌گرفته‌شده‌ی ماست؛ نه گواه بدی ما، نه گواه بدی طرف مقابل، بلکه نشانی از بخش‌هایی درون ما که هنوز صدای کافی نداشتن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792